ایران

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است .
* * * * * * * * * pccity.info* * * * * * * * * *
وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر مي کنند، نه رفتار و عملکرد شما
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سخت کوشي هرگز کسي را نکشته است، نگراني از آن است که انسان را از بين مي برد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر همان کاري را انجام دهيد که هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد که هميشه مي گرفتيد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
افراد موفق کارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلکه کارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پيش از آنکه پاسخي بدهي با يک نفر مشورت کن ولي پيش از آنکه تصميم بگيري با چند نفر .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کار بزرگ وجود ندارد، به شرطي که آن را به کارهاي کوچکتر تقسيم کنيم .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کارتان را آغاز کنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
انسان همان مي شود که اغلب به آن فکر مي کند .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همواره بياد داشته باشيد آخرين کليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تنها راهي که به شکست مي انجامد، تلاش نکردن است .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دشوارترين قدم، همان قدم اول است .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عمر شما از زماني شروع مي شود که اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آفتاب به گياهي حرارت مي دهد که سر از خاک بيرون آورده باشد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است که شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آقاي مطهري در سخنراني خود در دانشگاه الهيات تهران درتاريخ 2/11/57(براي اونايي كه ميخوان برن دنبالش)در سخنراني خود در مورد آزادي گفت:
>>در كتابهای تاريخ خودمان نوشته بودند كوروش چه مرد بزرگ و
بزرگواری بوده كه وقتی به بابل رفت و آنجا را فتح كرد تمام بتخانهها را محترم شمرد از
نظر يك فاتح كه سياست استعمارگری
دارد ، اين كار ، امری عادی و يك نقشه معمولی است ولی از نظر بشريت
چطور ؟ آيا خود جناب كوروش به آن اعتقاد داشت ؟ يقينا نه ، اما كوروش
فكر ميكرد اين اعتقاد كه مردم را در بيخبری نگاه داشته عامل خوبی برای در
بند ماندن آنهاست اين بود كه
دست به تركيب آنها نزد<<

نماد شير و خورشيد در پرچم يكي از كهنترين نمادهاي ايرانيان است
سلطان
محمود غزنوي با طراحي يک پرچم ويژه براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه
را روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود، زردوزي کنند. سلطان
مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير
جايگزين ماه شود؛ نقشي که در دوره بعد با خورشيد و شمشير همراه شد و ميان
نقش پرچم رفت.
نماد شير و خورشيد يكي از كهنترين نمادهاي ايرانيان است
كه در طول تاريخ بارها به عنوان نشانه رسمي ايرانيان مورد استفاده قرار
گرفته است.

بررسي تاريخي به دست آمده از
نقشبرجستههاي كهن نشان ميدهد كه ايرانيان كهن به آن اهميتي خاص
ميدادند. شير نماد شجاعت و خورشيد مظهر روشنايي و علامت ميترا (مهر) بود.
اما اين پيوندي در قرار گرفتن اين دو نماد در کنار يکديگر در دورههاي
ديگر رخ داد.
در باور شيعيدر تصاويري که از حضرت علي به صورت شمايل
تصوير کردهاند حضرت علي(ع) در حالي که شيري در کنارش ايستاده شمشيري به
دست داشت، نقش کرده است.
تا زمان صفويه نقش شير و خورشيد در تمامي
پرچمهاي ايران بوده است. در دوره صفويه، شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب
اول روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يكسره
سبزرنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت.
شاه طهماسب نيز چون خود
زاده ماه فروردين (برج حمل) بود، دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير
گوسفند (نماد برج حمل) را هم روي پرچمها و هم بر سكهها ترسيم كنند. پرچم
ايران در بقيه دوران حاكميت صفويان سبزرنگ بود و شير و خورشيد را روي آن
زردوزي ميكردند. البته موقعيت و طرز قرار گرفتن شير در همه اين پرچمها
يكسان نبوده، شير، گاه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده.

در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن.
پرچم
رسمي حكومت نادر از ابريشم سرخ و زرد بافته كه روي آن تصوير شير و خورشيد
نقش بسته بود، اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز، سفيد و سرخ
با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته كه خورشيدي نيمه بر آمده
بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: «المكالله
سپاهيان
نادر در تصويري كه از جنگ وي با محمد گوركاني، پادشاه هند كشيده شده است،
بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند كه در گوشه بالايي آن نواري سبزرنگ
و در قسمت پاييني آن نواري سرخ دوخته شده است.
شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن باز هم «المك الله» آمده است.
![]()
پرچم ايران با آغاز سلسله قاجار دچار دگرگونيهاي فراواني شد.
يكي
اينكه شكل آن براي نخستين بار از سهگوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم
اينكه آغامحمدخان به دليل دشمني كه با نادر داشت، سه رنگ سبز، سفيد و سرخ
پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ
بزرگي در ميان اين پرچم بود كه در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول
وجود داشت، در اين دوره براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شد.
در
زمان فتحعليشاه دو پرچم وجود داشت:«پرچمي يکسره سرخ رنگ با شيري نشسته و
خورشيد بر پشت آن در ميان پرچم، بالاي چوب پرچم دستي از سيم ناب به چشم
ميخورد؛ اين درفش زمان جنگ بود. پرچم دوم سبز رنگ با شيري نشسته و خورشيد
بر پشت وبر بالاي چوب پرچم پيکاني زرين قرار داشت؛ اين پرچم زمان صلح بود.»

در زمان محمدشاه قاجار تاج بر بالاي نشان
شير و خورشيد افزوده شد. سندي از اين دوره وجود دارد که پرچم را تصوير
ميکند:«پس براي هر دولتي نشاني ترتيب دادهاند.
دولت ايران را هم
نشان «شير و خورشيد» متداول بوده که قريب سه هزار سال، بل متجاوز از عهد
زرتشت اين علامت بوده است. سبب انتشار آن شايد اين باشد که در دين زرتشت،
آفتاب را مظهر کل و مربي عالم ميدانستند.»
پرچم ايران در دوران ناصرالدينشاه با دستور اميرکبير به صورت شبيه شکل کنوني درآمد ,,
درفش
ايران داراي همان سه رنگ سبز، سپيد و سرخ زمان نادري شد. سراسر زمينه پرچم
سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي ?? سانتيمتر در گوشه بالايي و نواري
سرخرنگ به همان اندازه در قسمت پايين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد
و شمشير در ميانه پرچم قرار گرفت. وي تاج محمدشاه را نيز از پرچم حذف
کرد.

با پيروزي جنبش مشروطهخواهي در ايران و
تشكيل مجلس، نمايندگان مردم با راهنمايي ارباب کيخسرو شاهرخ در اصل پنجم
متمم قانون اساسي آوردند: «الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و
علامت شير و خورشيد است.» شاهرخ نماينده زرتشتي مجلس در متقاعد کردن مجلس
به استدلالات ديني متوسل شد. رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام (ص) و نماد
دين است، بنابراين پيشنهاد شد رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد.
در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد كه رنگ سفيد رنگ
مورد علاقه اشوزرتشت است. اقليت ديني كه هزاران سال در ايران به صلح و صفا
زندگي كردهاند.
رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام،
بهويژه امام حسين(ع) و جان باختگان انقلاب مشروطيت، به ضرورت پاسداشت خون
شهيدان در پرچم تثبيت شد. درباره شير و خورشيد نيز اين استدلال وجود داشت
كه انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي
رسيد يعني در برج اسد (شير).
از سوي ديگر چون اكثر ايرانيان شيعه و
پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي (ع) است، بنابراين شير هم
نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شيعيان.
در مورد خورشيد نيز چون
انقلاب مشروطه در ميانه ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در
اوج نيرومندي و گرماي خود است، پيشنهاد شد خورشيد را نيز بر پشت شير سوار
كنند كهاين شير و خورشيد هم نشانه علي (ع) باشد، هم نشانه ماه مرداد و هم
نشانه چهاردهم مرداد، يعني روز پيروزي مشروطهخواهان و البته وقتي شير
نشانه پيشواي امام اول (ع) دانسته شود شمشير ذوالفقار نيز در دستش قرار
داده ميشود.
اصل پنجم متمم قانون اساسي در دوران پهلوي تغييري نکرد و پرچم ايران به همين شکل باقي ماند.
منوچهر
اقبال، نخستوزير وقت، به پيشنهاد هياتي از نمايندگان وزارتخانههاي
خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخشنامهاي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را
مشخص کرد. اين موضوع در سازمان ملل متحد نيز ثبت شد.
![]()
با پيروزي انقلاب اسلامي به دستورخميني
تعدادي از قانوندانان مامور نوشتن قانون اساسي شدند.,, همزمان گروهي از
هنرمندان انقلابي خواهان حذف برخي نشانهها در پرچم ايران از جمله شير و
خورشيد شدند. ؟؟؟
اين موضوع در اصل هجدهم قانون اساسي جمهورياسلامي ايران گنجانده شد:
« پرچم جمهورياسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل ميشود و نشانه جمهوري اسلامي در وسط آن قرار دارد.»
بر گرفته از :
پرچم و پيکر شير و خورشيد، نصرالله بختورتاش
قانون اساسي و متمم آن.
تاريخچه شير و خورشيد، احمد کسروي


واژه دي در در ايران باستان به معناي دادن و آفريدن و ساختن و بخشودن است و دادار در فارسي از همين ريشه است روز هشتم و پانزدهم و بيست وسوم هر ماه (۲دی و۹ دی و ۱۷دی به تقويم امروزی ) به نام دي است و براي تشخيص اين سه روز از يکديگر هر يک از اينها را با نام بعد از خودش مي خوانده و دي بآذز دي بمهر و دي بدين مي گويند يعني اين سه روز را براي باز شناختن به روز بعد خودش نسبت مي دهند ضمن آِنکه مي دانيم روز اول هر ماه هرمزد يا اورمزد مي باشد که نام آفريننده جهان است پس به اين ترتيب روز اول (۲۵ آذر به تقويم امروزی)و هشتم و پانزدهم و بيست وسوم ديماه به نام خداوند است و چون نام ماه و روز يکي مي شود هر چهار روز جشن است و خود ماه هم که به معناي خداوند است اين جشنها را جشن اورمزد و سه دي گويند يعني اولي در اورمزد روز و سه ديگر در سه روزي است که هر سه دي نام دارد. در ترجمه آثار الباقيه راجع به دي ماه مطالبي نوشته شده که خلاصه آنها به اين شرح است ((دي ماه نخستين روز آن خرم روز است و اين روز و اين ماه هر دو بنام خداوند است که هرمزد ناميده شده يعني پادشاه حکيم و صاحب راي و آفريدگار . در اين روز عادت ايرانيان چنين بود که پادشاه از تخت پايين مي آمد و جامه سفيد مي پوشيد و در بيابان بر فرشهاي سفيد مي نشست و دربانها و محافظان را که هيبت پادشاه به آنهاست کنار مي راند و هر کس که مي خواست پادشاه را ببيند خواه دارا يا نادار بدون هيچگونه حاجب و مانع به نزد شاه مي رفت و با او گفتگو مي کرد و در اين روز پادشاه با برزگران مجالست مي نمود و در يک سفره با آنها غذا مي خورد و مي گفت من امروز مانند يکي از شماها هستم و با شما برادرم زيرا دوام و پايداري دنيا به کارهاي است که با دست شما انجام مي شود و امنيت مملکت نيز با شاه است نه شاه را از رعيت گريزي است و نه رعيت را از شاه و چون حقيقت امر چنين باشد پس من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر مي باشم و مانند دو برادر مهربان خواهيم بود)) کدام يک از ملتهاي دنيا داراي چنين فرهنگ پرمهرو غني هستند؟؟؟صد افسوس که از اين آيين ها و گذشته کهنمان چيزی جز حسرتش برايمان باقي نمانده.خلاصه آنکه روز اول و هشتم و پانزدهم و بيست و سوم ديماه که هر چها روز بنام خداوند است و با معني مفهوم واژه دي يعني آفريننده جهان موافق مي باشد در ايران باستان جشن بوده که روز اول را جشن خرم روز و سه جشن ديگر را جشن ديگان مي ناميدند . امروزه هم در ايران اول ديماه را بنام شب اول چله زمستان عملا مورد توجه قرار مي دهند و مخصوصا در اينشب هندوانه يا ميوه هاي ديگر مي خورند . مسيحيان نيز اين شب را که در زبان عبري يلدا نام دارد شب ميلاد مسيح مي دانند و جشن مي گيرند .يلدا در اصطلاح نجوم آخرين شب پاييز و نخستين شب زمستان است که درازترين شبها مي باشد .هرچند که با تفاوتهايي که بين تقويم کهن و امروز ايران وجود دارد نمي توان گفت دقيقا شب يلدا چه تاريخي است اما اگر يکي از موسساتي که در زمينه نجوم فعاليت مي کند بلندترين شب سال را دقيقا مشخص کند اين مشکل هم در نوع خودش برطرف مي شود اگر عمري باقي باشد درباره شب يلدا مطلب جداگانه به تاريخ امروزي خواهم نوشت. لازم به ذکر است که تعطيلات آخر هفته که امروز در بين ملل دنيا مرسوم است (شنبه يکشنبه يا جمعه) در فرهنگ کهن ايراني بوده و ايرانيان قديم بطور کلي در هر ماه اين چهار روز را که بنام خداوند است بجاي چهار آدينه فعلي تعطيل مي کردند .چه زيبا بود اگر مي توانستيم اين سنت قديم ايران زمين را دوباره زنده نماييم تا آثار نياکانمان و يادگارهاي ارزشمند آنان بکلي فراموش نگردد.جشن خرم روز بر تمام ايرانيان فرخنده باد .پاينده ايران
خشايارشا پسر داريوش اول و آتس سا دختر كوروش بزرگ بود كه در سال 486(پ .م ) و در سن 35سالگي به تخت سلطنت نشست
چهارشنبه سوري |
|
|
يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
|
300 ميليون نفر در دنيا همه ساله نوروز باستاني را جشن مي گيرند اما قابل توجه است كه نوروز در هيچ تقويم بين المللي ثبت نشده است.اما تقاضاهايي به سازمان ملل داده شده است و نظرسنجي در حال اجراست درصورتي كه تعداد آرا به حد نصاب برسد نوروز باستاني در تقويم جهاني ثبت خواهد شد. تا كنون 197530 نفر نظر خود را ثبت كرده اند.
پس در صورت تمايل به لینک زیر برويد و نظر خود را ثبت كنيد
تولد كوروش كبير